مشکلات از دست دادن عزیزان قسمت اول

یه داستان که چند روز پیش برایم پیش آمد که برای اولین بار بود که به آن توجه می کردم .

چند روز قبل زن عموی بنده فوت شدند که روحشان شاد

از زمانی که ما وارد دارالرحمه شدیم اتفاقات عجیبی رخ داد که بماند

ولی چیزی که ذهن من را درگیر کرد بیشتر کمک کردنهای آنچنانی به متکدیان دارالرحمه بود.

شاید این یکی از مشکلات فرهنگی ما باشد که پیش خودمان فکر می کنیم به هر پاسخ کمک باید جواب مثبت بدهیم شاید….

حالا بماند.

در همین حین که درگیر مراسم تدفین بودیم شاید به جرات بگم نزدیک به ۳۰ نفر آمدند برای گدایی و هر کدام که درخواست کمک می کردند از هر ۱۰ نفر که آنجا بودند ۳نفر به آنها کمک مالی می کرد که میانگین هر نفر ۳۰ هزار تومان به این دوستان گرامی که برای خرج اعتیاد خود دستشان دراز بود کمک کرفتند یعنی در مجلس ما حدود ۱۰ نفر کمک مالی غیر اصولی داشتند.

حالا با یه جمع و تفریق ساده می توان گفت حدود ۱۰۰*۳۰۰۰۰=۳۰۰۰۰۰۰

که همان یک ساعت سه میلیون تومان یا بیشتر کمک به مواد فروشان شد که بتوانند موادشان را به این برده های اعتیاد بفروشند.

در همین حین فکری به ذهنم رسید که شاید با نوشتن آن در اینجا حداقل تغییر دیدگاه برای چند نفر باشد.

بزارید اینجور توضیح بدم که :

ما انسانها معمولا برای خرید خانه ازدواج مدرسه خرید ماشین و …..

برنامه ریزی هایی دارم که دیر یا زود به آنها می رسیم

ولی

برای مرگ و میر هیچ برنامه ای ندارم و این اتفاق چنان ناگهانی و دور از ذهن است که شاید بیشترین قسمت شکه شدن افراد همین ناگهانی بودنش باشد.

البته در جاهایی دیده ام که تمام افراد که وارد مجلس عزا می شوند صاحب عزا را پیدا می کنند و مبلغی پول هر کس به حد توان خودش به ایشان می دهد که هم بتواند مراسم آبرومندی داشته باشد و هم کمک به این گدایان گرامی سازماندهی شده باشد و بجای سه میلیون از دست دادن پول مان سی هزار تومان پول ازدست داده باشیم و با مازاد ان پول

بتوان مراسم آبرومند تری برای آن مرحوم برگزار کنیم

به هر حال این فکر بود که به ذهنم رسید و پیش خودم فکر کردم اگر در حد یه شهر یا استان اجرای شد شاید بیشر نگرانی های صاحب عزا از بین برود.

با تشکر فراوان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *