تصویر اشعار در وصف مادر

اشعار در وصف مادر

اشعار در وصف مادر

اشعار در وصف مادر به صورت پیشنهادی هست.

برای اینکه سنگ مزار یک سند تاریخی حساب می شود و فضای کمی برای اضافه کردن متن دارد که  ما بتوانیم احساس و نظرمان را در مورد پدرمان که تازه از دنیا رفته است را بیان کنیم .

پس به دنبال متنهایی می گردیم که بتواند این احساسات را در یک جمله کوتاه جا بدهد .

در اینجا این اشعار و متون را اضافه می کنیم.

البته در کشورهایی هست که این متن را در زمان فوت فرد آن  را در قالب چند صحفه آن را در حضار می خوانند .


مادرم دیده به سویت نگران است هنوز

غم نادیدن تو بار گران است هنوز

آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو

نام نیکت همه جا ورد زبان است هنوز


آن مادر عزیز که دل از ما برید و رفت

چون مرغ عشق سوی حقیقت پرید و رفت

چون در این جهان جای زندگی نبود

در نزد دوست خانه زیبا خرید و رفت


حجاب چهره جان می شود غبار تنم

خوشا دمی کز آن چهره پرده برفکنم

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست

روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم


مادرم مطمئن باش که مهرت نرود از دل ما

مگر آن روز که خاک شود منزل ما

تن ما گِل شود و گُل شکفد از گِل ما

تا ابد داغ تو بیرون نرود از دل ما



چه بگویم از تو مادر که صفای خانه بودی

که یگانه تکیه گاهم تو در این زمانه بودی

چه کسی رسد به پایت به محبت و صفایت

به وفا و مهربانی به جهان یگانه بودی


مادرم فردا که زهرا پا به محشر می نهد

در صف خدمتگزارانش تو را جا می دهد

باز آنجا هم مرام مادر را بیشه گیر

جان مولا پیش زهرا دست ما را هم بگیر


همی نالم که مادر در برم نیست

صفا و سایه او بر سرم نیست

مرا گر دولت عالم ببخشند

برابر با نگاه مادرم نیست


مادر جان یاد آن شبها که ما را شمع جان بودی

میان نا امیدی ها چراغ جاودان بودی

برایت زندگانی گر چه یکسر رنج و سختی بود

بنازم همتت مادر صبور و مهربان بودی


مادرم نیست ولی خاطره هایش باقیست

یاد آن قلب پر از مهرو صفایش باقیست

مرگ پیایان کسی نیست که عاشق باشد

مادرم رفت ولی عشق و دعایش باقیست



مادرم در سوگ تو دلهای ما پیوسته می گرید

سرا پا همچو شمعی بی نفس آهسته می گرید

تویی در خاطر ناشاد ما در آخرید لحظه

به یادت چشم ما چون ساغر بشکسته می گرید


ای کاش تو باز آیی و من پای تو بوسم

در سجده روم صورت زیبای تو بوسم

هر جا که برفتی و دمی جای گرفتی

آنجا بروم گریه کنان جای تو بوسم


رفت از سر ما سرور ما تاج سر ما

زحمتکش مظلوم خدایا مادر ما

ماتمکده شد خانه ما بعد تو مادر

بشکست به یکباره فلک بال و پر ما


این گل که به خاک خفته یک خار نداشت

بسیار کشیده رنج و آزار نداشت

غمخوار همه بود و دلش گنجی بود

جر گو هر عشق و مهر و ایثار نداشت


 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *